وبلاگ رسمی هیأت عشاق الزینب علیها السلام
 
سلامٌ علی قلبِ زیْنَبِ الصَّبور وَ لِسانِها الشَّکور منْ ناصِرِ الْحُسَیْن فی جَهادِه

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

چون اجمالا از روی وجدانیات فضیلت علم را فهمیدی پس بدان که علم بر دو قسم است : کسبی و موهوبی

اما کسبی عبارت است از این که ، شخص زحمت کشیده تحصیل نماید هر قدر شخص زحمت کشیده به همان اندازه از علوم بهره مند گردد.

و ان لیس للانسان الا ما سعی

و اما موهوبی عبارت است از علمی که خلاق عالم به واسطه استعداد و قابلیت شخص به او لطف نماید بدون زحمت او ، و آن را درجاتی است بعضی را به طریق الهام غیبی عنایت نماید بدون واسطه احدی و بعضی به واسطه ملک باشد به اینکه ملک را ببیند آن را "وحی" نامند ، و برخی ملک را نبینند و آن را "محدَّث" گویند و جماعتی را به توسط عالم رویا بهره مند گردانند که هر طایفه به اندازه مقامات خود به درجه ای از این درجات نایل شده

و تحصیل این مقامات بسیار صعب و دشوار و به جز خواص درگاه اله و انبیا و اوصیا و ملائکه و قلیلی از بندگان و اولیای الهی کسی را به این وادی ایمن راه نیست

ذلک فضل الله یوتیه من یشاء

و معلوم است که هر کس به اندازه مقامات خود از این درجات بهره برده ، بعضی دو درجه و برخی یک درجه . کسی که دارای جمیع درجات بوده ، اکمل موجودات حضرت ختمی مرتبت بوده ، و علیا حضرت خدر رسالت به درجه الهام و محدثه نائل شده  ، چنان چه حضرت سجاد می فرماید:

عالمه غیر معلمه

صریخ در طریق الهام است  . و چون از القاب آن مخدره ، محدثه و مخبره بوده ، ظاهر این است که دارای این درجه هم بوده و معلوم است کسی که دارای مرتبه الهام باشد محدث بودن چندان مرتبتی نباشد نسبت به مقام او ، چه این که خادم و خادمه اهل بیت رسالت سلمان و فضه محدثه بوده اند

ظهور و بروز علوم آن مخدره در مواقعی بوده :

اول : در ایام پدر بزرگوار خود در کوفه چنان چه در بعض کتب مسطور است که ایامی که امیرالمومنین(علیه السلام) در کوفه تشریف داشت ، آن مکرمه را مجلسی بوده در منزل خود ، برای زن ها تفسیر قرآن می فرمود . یکی از روزها تفسیر "کهیعص" را می فرمود در این بین امیرالمومنین(علیه السلام) وارد شده و فرمود : ای نور دیده ! شنیدم تفسیر "کهیعص" را برای زن ها بیان می نمودی. عرض کرد : بلی ، فدایت شوم . فرمود ای نور دیده ! این رمزی است در مصیبت وارد بر شما عترت پیغمبر پس مطائب و نوائبی را که بر آن ها وارد می شد برای ؟آن مخدره بیان فرمود . پس فریاد ناله و گریه آن مظلومه بلند شد.

عجبا که آن مخدره با اینکه خودش عالم به مطائب بوده از استماع آنها چنین منقلب شده نمی دانم چه حالتی داشته وقتی که آن مطائب را به عینه دیده از این جا باید تصور عظمت مصیبت را نمود.

دوم و سوم : احتجاجات آن مظلومه است در کوفه و شام که کاشف از مقامات علمیه آن مخدره بوده ، که با آن مصائب وارده در مقام احتجاج بر آمده و خصم را ملزم و منقلب نموده ، چنان چه تفصیل احتجاجات در کتب مقاتل نگاشته شده.

اشاره : در اظهار و ابراز علوم خود به طریق احتجاج شبیه با والده خود حضرت زهرا (سلام الله) بوده که در موضوع فدک با منافقین احتجاج فرموده.

 



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و سوم اسفند 1391 توسط 

از جمله القاب آن مکرمه است "عالمه غیر معلمه" و این لقب از طرف حضرت سجاد به آن معظمه اعطا شد در مقام تسلی آن مکرمه  ، و اظهار مقامات آن محترمه که مردم بدانند چه مقام شامخ ، خلاق عالم به در صدف عصمت کرامت نموده  ؛ در موقعی که به بیانات و عبارات دلنشین خود قلوب اهل کوفه را منقلب نموده قطب الموحدین ملتفت شد که عمه اش جمیع مصائب خود را به نظر آورده ، ترسید روح عمه از قالبش بیرون شود ؛ قال :

یا عمه!اسکتی ففی الباقی من اماضی اعتبار وانت بحمدالله ، عالمه غیر معلمه ، فهمه غیر مفهمه الخ(۱)

اشاره : از اینجا چند مطلب معلوم می شود

اول : مسلم است حضرت زینب (سلام الله) دارای این دو مرتبت بوده که حضرت این بیان را سروده

دوم : در این بیان حضرت خواست شئونات آن مخدره را ظاهر سازد

سوم : حضرت خواست تلافی نماید به عمه ، چنانچه حضرت زینب (سلام الله) در کربلا تسلی داد فرزند برادر را. در این موقع آن حضرت تلافی نمود و عمه را تسلی داده

و بالجمله ، در اینجا مناسب است مختصری بسط داده شود که دیده دوستان منور گردد :

معلوم باد که از جمله کمالات نفسانیه و مقامات انسانیه مقام منیع علم است . سرآمد شرافت علم است(۲) . بهترین ملکات علم است . غذای روح علم است .موجب جنات جاوید و شرافت ذاتی علم است . کسی را مجال انکار آن نباشد و علو رتبت آن بر هر کس واضح و هویداست.اقامه برهان عقلیه نمودن توضیح واضحات نمودن است ولی لاجل التیمن و التبرک اشاره به بعضی آیات و اخبار نموده :

اما آیات : از آن جمله می فرماید :

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون (۳)

استفهام تقریر و تنبیهی است نه توبیخی که بعضی خیال نموده (اند) ، یعنی اگر به وجدان خود مراجعه نمایید متنبه شده و اقرار می کنید . عالم با جاهل را با هم نسبت نباشد مگر نسبت ثری با ثریا.

ور در جای دیگر می فرماید :

شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوالعلم (۴)

که شهادت اهل علم را در مرتبه شهادت ملائکه مقرون نموده با این که آنها از مجردات عوالم علویه هستند

و در جای دیگر در مقام دستور العمل به عقل کل و ختم رسل می فرماید :

قل رب زدنی علما (۵)

معلوم است اگر چیزی شریف تر و نفیس تر از علم بود همان را پیغمبر می فرمود طلب نماید ، پس معلوم می شود چیزی که لیاقت مقامات مصطفوی را داشته باشد جز علم نیست . از اینجا معلوم می شود رفعت مقام علم

و اما اخبار : از تواتر گذشته  به ضرورت رسیده از آن جمله می فرماید :

طلب العلم فریضه علی کل مسلم او مسلمه (۶)

و در جای دیگر می فرماید :

اطلبوا العلم من المهد الی اللحد

و شعر منسوب به امیر المومنین است که می فرماید :

رضینا قسمه الجبار فینا             لنا علم و للاعداء مال

که از معنی رب زدنی علما ماخوذ است کما لا یخفی

(ادامه...)


۱ - سفینه البحار ، ج ۱ ، ص ۵۵۸ ؛ احتجاج طبرسی ، ص ۱۶۶ ؛ الکبریت الاحمر ، ج ۲ ، ص ۷ ؛ بلاغات النساء ، ص ۲۳

۲ - "لا شرف کالعلم" ، نهج البلاغه ، حکمت ۱۱۳ .

۳ - زمر (۳۹) آیه ۹

۴ - آل عمران (۳) ۱۸

۵ - طه (۲۰) آیه ۱۱۴

۶ - بحار الانوار ، ج ۱ ص ۱۷۷ ؛ غوالی اللئالی ، ج ۲ ص ۳۲ ؛ میزان الحکمه ، جلد ۶ ، ص ۴۶۳



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه
برچسب‌ها: خصائص الزینبیه, عالمه غیر معلمه, حضرت زینب, ارزش علم, مقام حضرت زینب
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن 1391 توسط 

از جمله القاب آن محترمه است "زاهده" . شرح این اجمال معلوم باد که از اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده "زهد" است که هر کس به هر درجه و مقام که رسید به واسطه زهد از دنیا بودو لذا در شریعت مقدسه اسلامیه بسیار ترغیب و تحریص بر تحصیل آن شده ، و فوائد آن حسی است ، و حقیقت آن را اسوه الموحدین بیان فرموده (است) :

قال امیرالمومنین "الزهد فی الدنیا ثلاثه احرف زا، و ها و دال فاما الزاء فترک الزینه و اما الهاء فترک الهواء و اما الدال فترک الدنیا"

در این جمله حقیقت زهد را بیان می فرماید که عبارت است از ترک زینت و هوی و هوس و محبت دنیا ، که هر یک از این سه را مضار بسیار است چنان چه بر متتبعین آثار مستور نیست.

و اما اجر و ثواب زاهدین برون از حد و حساب وارد شده از آن جمله حدیثی است که آن را به استناد خود از مشایخ نقل می کنم موافق روایت ارشاد القلوب که در لیله المعراج خطاب رسید به احمد مختار :

یا محمد ! آیا می دانی که زاهدان نزد من چه چیز و چه مقامی دارند ؟ گفت : نمی دانم . فرمود : چون روز قیامت شود و مردم (برای جزای اعمال خود) مبعوث شوند و به پای حساب و رسیدگی به اعمالشان کشیده شوند ، آنان از حساب ایمن باشند ، و کمترین چیزی که به آنان داده می شود آن است که کلید درب های بهشت را به دست ایشان بدهند که از هر دری می خواهند وارد شوند و (نظر لطف رحمت) خود را از ایشان نمی پوشانیم ، و آنان را به انواع و اقسام نعمت ها و گفتار های خود خوشنود می نمایم و ایشان را در جایگاه های نیکو جای دهم و اعمال خیر و کارهای نیکویی که در دنیا به جای آورده اند متذکر آنان می شوم و (برای جزای ایشان ) چهار در به سوی آنها می گشایم که از یک در هر صبح و شامگاه هدایا از من برای ایشان می برند ، و از یک در نظر کنند به هر کجا که بخواهند ، و از یک در نظر کنند به ظالمینی که در جهنم هستند و ببینند که چگونه می سوزند و از یک در خدمت گذاران و حورالعین ها بر ایشان داخل شوند "

و اخبار در این باب بی شمار است . کسی که اقتدا به معصومین نمود و حقیقت زهد را تحصیل نمود حضرت عقیله خدر رسالت بود.

اما ترک زینت نمود شاهد آن است :

المال و البنون زینه الحیاه الدنیا

این مخدره ترک جمیع زینت ها و اوال نمود . دو پسر در کربلا داشت چون دو قرص ماه ، دارای جمیع کمالات ؛ از آن ها زهد ورزید و قربانی نمود . اموال هم آنچه داشت تمام را ترک نمود حتی گوشوار هم داد ، ترک هوی هم نمود ، شاهد بر آن این است که با وجود قدرت او بر هر امری مع ذلک رضای حق را ترجیح به رضای خود و صبر فرمود . ترک دنیا هم نمود که از جمیع علایق دنیوی از خانه و شوهر و اساس زندگی و ارحام و جمیع دارایی خود حتی از قناع خود هم در راه خدا گذشت و این نهایت زهد است.

اشاره : مقام زهد از مقامات خصوصیه حضرت مسیح بوده که شرافت و فضیلت او به واسطه این صفت بوده و ما چون زهد این مظلومه (را) با زهد جمیع زاهدین به میزان آوردیم (باور نداریم ) که زهاد زهد خود را در مقابل زهد او فراموش ننموده باشند ، پس از اینجا باید فهمید مقامات آن مکرمه را ؛ روحی و ارواح العالمین فداها



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ دوم دی 1391 توسط 

از جمله القاب آن معظمه است "الشجاعه"

معلوم باد از جمله ملکات شریفه ، ملکه شجاعت است که از صفات انبیا است و مراد از آن ، قوت قلب است . معلوم است که از قلب به باقی اعضا قوه می رسد و تا اندازه ای هم کسبی است و آن را خواص بسیار و فضائل برون از مقدار است و در اخبار ، مدح زیاد از او شده (۱) و فرد اتمّ آن را خلّاق عالم ، به پیغمبر و امیرالمومنین (علیهما الصلوه والسلام) کرامت فرموده ؛ ولی شجاعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در پرده خفی ماند تا به خامس آل عبا (علیه السلام) به ارث رسیده و شجاعت حیدری به دختر والا اخترش به ارث رسیده ، چنان چه در این گرفتاری هایی که برای حضرتش فراهم آمد ، به شجاعت و نیروی قلب ، خود را نگه داشته و در هر حال با کمال ثبات ایستادگی نموده و در چند مورد شجاعت او محسوسا تجلی نموده (است) :

اول : عصر عاشورا ؛ وقتی که لشکر برای نهب و غارت حرم محترم حسین  (علیه السلام) ریختند ، خواستند علیل بیمار ، حضرت سجاد (علیه السلام) را شهید نمایند ، آن مخدره ممانعت نموده چنان شجاعت به خرج داده تا حضرت را نجات داد.

دوم : وقتی در مجلس ابن زیاد ، پس از احتجاج حضرت سجاد  (علیه السلام) با ابن زیاد ، امر به شهادت آن حضرت نموده این مخدره دست در گردن فرزند برادر انداخت ، هر قدر خواستند او را جدا نمایند نتوانستند ؛ فرمود :"تا من زنده ام نخواهم گذاشت او را بکشید" (۲)

سوم : در شام ؛ باز اراده قتل حضرت سجاد  (علیه السلام) را نمودند ، او را به شجاعت خود نجات داد .


۱ . میزان الحکمه ٬ ج ۵ ٬ ص  ۲۶-۳۰ .

۲ . بحار الانوار ٬ ج ۴۵ ٬ ص ۱۱۷ ؛ لهوف ٬ ص ۹۶ .



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم آذر 1391 توسط 

از جمله القاب آن مخدره است "عابده"؛معلوم باد که اصل تشریع عبادات ، برای تشکر از مواهب الهیه است.پس به حکم عقل به وجوب شکر منعم ، بر هر فردی از افراد بشر لازم است که در مقام عبادت و بندگیِ منعمِ علی الاطلاق ، از بذل مال و جان کوتاهی ننموده باشد و چون نعم الهی ، لا تعد و لا تحصی است پس طرق عبادت و بندگی نیز غیر معدود است چنانچه فرمود:

الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق

پس خمس و زکات و باقی صدقات و عبادات مالیه در مقابل تشکر از نعم الهیه ، و عبادات بدنیه در ازای نعم جسمانیه  (می باشد).گرچه خوش گفته در این مقام:

از دست و زبان که بر آید                  کز عهده شکرش بدر آید

ولی مع ذلک ،انسان باید حتی المقدور کوتاهی ننموده و مطیع اوامر الهیه و نواهی ربانیه باشد تا به مقامات  عالیه و درجات متعالیه نایل شود.و اهل تحقیق گفته اند : رفیع ترین مقامات ، مقام عبودیت است

و خلاق عالم ، صادر اول و پیغمبر خاتم را به عبودیت ستوده و ما را مامور نموده به شهادت به این مقام برای آن حضرت.چنان چه در مقام معراج مومنین که بهترین مقام آنها است در اشرف حالات در مقام قرب و مناجات با قاضی الحاجات ضمن تشهد که نهایت مقام عروج می کنند " و اشهد ان محمدا عبده و رسوله"

پس بناءا علی هذا ، هر کس به درجه و مقامی که نائل شد به برکت عبودیت و بندگی بوده و مرتبه هر کس را به عبادت و بندگی او باید شناخت ؛ و چون حضرت صدیقه صغری تمام عمر خود را صرف در عبادت و بندگی نموده ، بلکه می خواهم عرض کنم نفس عبادت و بندگی بوده ، چرا که تمام حرکات و سکنات حیات و ممات او عبادت (بود)

بس است برای اهل معرفت ، فرمایش خامس آل عبا در وداع آخرین به آن مخدره:

یا اختاه ! لا تنسینی فی نافله اللیل

چنانچه عالم جلیل و فاضل نبیل ، الشیخ الموثق ، شیخنا الاستاد ، حاج شیخ محمد باقر ، صاحب کتاب کبریت احمر در بعض نوشتجات خود از بعض مقاتل معتبره نقل نموده و فرمایش حضرت سجاد (علیه السلام) که حاصل فرمایشش این است:"در این سفرِ محنت فرجامِ شام با آن همه مصیبت و زحمت و مشقت که بر عمه ام زینب وارد آمده مع ذلک نماز شب او ترک نشده!".اگر کسی تامل نماید می فهمد که عاجز است از ادراک مقامات و درجات این مکرمه ؛ پس چون از عبادات به مقامات غیر متناهیه نائل شده ملقب به عابده شده (است)

اشاره : در این لقب شریک است با تاج البکائین ، زین العابدین (علیه السلام)



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ نوزدهم شهریور 1391 توسط 

از جمله القاب آن محترمه " کعبة الرّزایا " است. مکشوف باد جهت تشبیه آن مجلله به کعبه، برای این است که مسلمین از اطراف وجوانب متوجه به او برای زیارت او حاضر شده ، و این مظلومه هم از اطراف وجوانب ، محل توجه نوائب ومصایب ورزایا و بلایا بوده، از کربلا تا ورود به مدینه بلکه از ابتدای خلقت که پا در دایره این عالم گذاشته تا روزی که از این عالم رحلت نموده و دار فانی را وداع گفته مورد و محل توجه مصائب و شدائد بوده و لذا ملقّب به مظلومه نیز شده که در این لقب شریک با جد و پدر ومادر و دوبرادر خود، خصوصا سید الشهدا ( علیه السلام) ، که این لقب برای عَلَم به غلبه شده بود، چنان چه متبادر از مظلوم، آن حضرت و متبادر از مظلومه ، خواهر خون جگرش با این که کلیه خانواده محمدی(صلی الله علیه وآله وسلم) مظلوم بوده اند.

ودر بعض از کتب از جمله القاب آن مکرمه "وحیده" را شمرده. وجه آن واضح است، چرا که آن مخدره از هر حیث وحیده بوده :

" وحیدة فی التوحید ، وحیدة فی الصفات ، وحیدة فی الکمالات والمقامات ، وحیدة فی الفضائل و المناقب ، وحیدة فی الرزایا والمصائب".

به عبارت جامع ومختصر چنان چه میگوییم : اشهد ان لااله الاّ الله وحده لا شریک له فی ذاته وصفاته . درباره این مکرمه هم میگوییم اشهد ان لا شریک لها فی ما ذکر من المناقب والمصائب. در این شهادت اشاره است به شباهت آن مکرمه به من لا شبیه له فی خلقه ؛ فتدبّر و اغتنم



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ سوم اردیبهشت 1391 توسط 

از جمله القاب آن محترمه " موثقه " است که آم مکرمه محلّ وثوق خلاّق عالم و حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) و حضرت سجاد(علیه السلام) بوده ولذا حافظ وادیع الهیّه و اسرار محمدیه بوده، بلکه محل وثوق کلیه مردم بوده، ولذا حضرت السّجادین (علیه اسلام) هر وقت بیان اخبار و احادیث می فرمود و میخواست که اذهان مردم جای گیرد واز او بپذیرند، اسنادش را به عمّه می داد واز آن مخدّره نقل می فرمود وکذلک ابن عباس، با این حِبرالأمّه ومقبول القبول بود مع ذلک می گفت:" حدّثتنا عقیلتنا " .

ودر اینجا اشاره به چند خبر که آن مکرمه در سند آن ها است می نماییم:

از آن جمله است خبر کامل "الزّیاره " که مجلسی آن را در جلد هشتم ودهم از بحارالأنوار نقل می فرماید، عن زائد ، عن زین العابدین ، عن زینب ، عن امّ ایمن ، عن رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم )

ودیگر خبر در خطبه فدک است در جلد " باب فدک " نقل از علل الشرایع صدوق (رحمة الله علیه)، عن احمد بن محمّد بن جابر ، عن زینب بنت علی(علیه السلام)

ودیگر در سند دیگر، عن عبدالله بن محمّد العلوی ، عن رجال من اهل بیته ، عن زینب بنت علی ، عن امّها فاطمه(سلام الله علیها)

ودر سند دیگر ، عن زید بن علی بن الحسین ، عن عمّته زینب بنت علی ، عن فاطمه (سلام الله علیها)

مقصود از این اسناد این است که این بانوی مکرمه محلّ وثوق عامّه مردم بوده.



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ سی و یکم فروردین 1391 توسط 

از جمله القاب آن مکرمه  شریکة الحسین * است.این مخدره از چند جهت شریک برادر بوده:

اول: در معامله گران بهای پرقیمت ،که مصداق حقیقی کریمه:" اِنَّ اللَّهَ اشتَرَی مِنَ المُؤمِنیِنَ اَنفُسَهُم وَ اَموَالَهُم" (سوره توبه آیه ۱۱۱) حضرت سیدالشهدا بوده این معامله را به وجه اتمّ واکمل نموده "فَاِنَّهُ سَلامُ اللهِ عَلَیهِ بَذلَ اَموالِه وَ نَفسِه وُوحِه ودَمِه وَ مُهجَتِه وَ ثَمَرَةَ فُؤادِهِ ونِسوَته وَ صَبیّتِه بَل جَمیعُ ما کانَ لَدَیهِ وشَراشِرَ وُجُودِه" ودر ازای این معامله ، مالک بهشت وصاحب وسیله وعلم شفاعت گردید.

دوم: شرکت نمود با برادر در جمیع شدائد و گرافتاری ها ومصائب از زمان خروج از مدینه ومکّه تا سفر شام.

سوم: در تحصیل اجرها ومثوبات خارج از حدّ.

چهارم: در اشتراک در شفاعت گناه کاران .

پنجم: در افاده وافاضه به خلق به جمیع فیوضات وفوائد ،سیما نعمت حیات وهدایت که اجلّ وافضل نعم اند.

ششم: در ابقای دین مبین چنان چه مسطور شد

پس به واسطه این جهات مذکوره ملقب به شریکة الحسین  شد.


*چه نیکو گفته است مرحوم میرزا محمد علی اردوبادی آنجا که گوید او و حسین(علیه السلام) به طور مساوی در نهضت شراکت دارند که تقدیر الهی بر آنان چنین بود که برای آن بپا خیزند. حسین(علیه السلام) در میان شمشیرها و نیزه ها به این مهم قیام نموده واین بانو در چنگال اسارت دشمنان



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و سوم فروردین 1391 توسط 

از جمله القاب سامیه آن محترمه " محبوبة المصطفی " است واین مرتبه را از جهاتی دارا بوده:

اول: از جهت این که محبوبة الله بوده به واسطه خدمات خود، چنان چه در ولیة الله بودنش معلوم شد و هرکس را خدا دوست داشته باشد پیغمبر هم نیز دوست دارد.

دوم: از جهت اینکه از اولاد آن حضرت بوده ومحبّت اولاد تکوینی است.

سوم: از جهت این که محبوبه زهرا(سلام الله علیها) بوده وحضرت پیمبر را محبّت مخصوص بوده به حضرت زهرا(سلام الله علیها) واین مکرمه چون محبوبه مادر بوده محبوبه آن حضرت نیز بوده لأنّ الانسان اذا احبّ شیئاً احبّ آثاره وکذلک از جهت محبّت پدربزرگوارش به او.

چهارم: از جهت محبت " خامس آل عبا" به آن مکرمه که آن هم به اندازه ای بوده که از امتیازات آن مکرمه بوده، وچون رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) را به حضرت حسین(علیه السلام) علاقه خاصی بوده که فرمود :" حُسَین مِنّی وَ اَنَا مِنْ حُسَین " بالملازمه آن مخدره را نیز محبت داشته.

پنجم: به واسطه این که از اسباب ابقای دین مبین بوده که در حقیقت نگه داری نموده از زحمات شصت وسه ساله جدّ بزرگوارش.

ششم: از جهت نگهداری ائمه طاهرین ، به واسطه تسلّی که داد حضرت قطب العارفین را؛چنان چه تفصیل آن نگاشته خواهد شد بلکه به واسطه این جهت مالک الرّقاب کلیّه موجودات باشد.

اشاره : به واسطه همین جهات مذکوره قرّة العین مرتضی (علیه السلام) بوده است.



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ دهم فروردین 1391 توسط 

از جمله القاب آن مخدره " امینة الله" است. آنچنان حفظ ودایع الهیّه نمود که به این لقب ملقّب گردید. اگر امینة الله نبود مخزن اسرار الهیّه نمی شد. اگر امینة الله نبود حضرت سیّد الشّهدا ودایع الهی و ذراری حضرت رسالت پناهی که امانات الهیّه بوده به او نمی سپرد که وجود موجودات همه طفیل وجود آن ها بوده .

اجمالاً ، چون اراده تکوینیّه الهیّه تعلق گرفته که چنین معامله پربها و بی قیمت با حضرت سیّد الشّهدا نماید و کسی که قابل تحمل اسرار نبوّت و امامت و ولایت و وصایت نماید بلکه حافظ اصل شجرۀ نبوت و قطب دائره ولایت نماید، لذا " لُطْفاً عَلَی الْعِبادِ وَ صُوناً لِعالَمِ الْکُنونِ وَ الْفَسادْ " وجود مقدسۀ زینبیّه را آفرید که قابل این مقام شامخ باشد. چنان چه فی الجمله در ضمن مقالات آتیه این مطلب ، به عطف چادر این مخدّره قسم که اگر" ملاحظۀ عقول ناقصه و افهام قاصره "را نمی نمودم که: غیر این منطق لبی بگشادمی ...در مدیحش داد معنی دادمی ولی چه کنم که قلوب خالی از ذوق و نفوس ضعیف شده به اندک کلامی شخص را غالی می دانند. اجمالاً این مکرمه را چنان استعدادی بوده که شریک با حضرت سجاد( علیه السلام) بوده در وصایت

اشاره: در این منقبت کبری که نبود کسی قابل تحمل اسرار الهیّه ، لذا آن مخدره را آفرید که شباهت دارد به مادرش حضرت زهرا( سلام الله علیها) که می فرماید:" اگر علی بن ابیطالب نبود کفوی برای حضرت صدّیقه یافت نمی شد ،از آدم تا خاتم " اگر صاحب ذوقی ، فهمیدی چه اشاره نمودم ، زیادۀ توضیح این مطلب محتاج به یک دهن فلک و یک قلب منوّر به انوار الهیّه است که قابلیت معرفت شئونات محمّدیه داشته باشد که بگویم وبفهمد.

یا رُبَّ جَوهرِ عِلمٍ لو أبوح به لقلیل لی: ممّن یَعبُد الوثنا " چه بسار گوهر های علم ودانش که اگر آشکارشان کنم به من خواهند گفت که تو از کسانی هستی که بت می پرستی...



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و سوم اسفند 1390 توسط 


از القاب آن مظلومه است" اًلرّضیَةُ بِالقَدَرِ وَالقَضاءِ ". معنی ظاهری آن واضح و مصداق حقیقی آن این محترمه بوده که چنان ایستادگی نمود و ثبات ورزید در جلو قضا و قدر که ، هر چه رسید چون شربت خوشگوار نوشید با اینکه رتبت و منزلتی داشته که جمیع ماسوی در مقام اطاعتش چون عبد ذلیل بوده اند در آن شداید و محن.که اگر اندکی  از بسیار آن اذیال را بر جبال راسیات گذاشته می شد هر آینه از شدت تأثر آب میشدند واین مظلومه در جلو آن مصایب با کمال گشاده رویی یکه وتنها غریب وبی کس " کَالجَبَلِ لا تُحَرّکُها العَواصِفُ " به استقبال آن همه شداید می شتافت . اگر شخصی تصور همان غربت و تنهایی او را نماید که از چند جهت غریب بوده هر قدر قسیّ القلب باشد منقلب خواهد شد. یک زن و این همه مصیبت و بلیّت خیلی عجب است و چون ما در مقام کمالات نفسانیّه آن مخدره مقام رضای او را شرح خواهیم داد لذا به این اندازه کفایت شد.

روحی و ارواح العالمین لها الفداء


موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ هفدهم اسفند 1390 توسط 

از جمله القاب عقیله خدر رسالت " ولیة الله " است واین مکرّمه از چند جهت مستحق این لقب ، و ممدوح به این است:

اول: از جهت آن مقاماتی که تحصیل نمود به واسطَه عبادت وبندگی

دوم: به واسطه آن صدماتی که متحمل شد در راه احیا وابقای دین مبین

سوم: به واسطه محبتی که جد وپدر ومادر وبرادر به او داشته ، او به آنها داشته، چرا که هرکس آنها را دوست داشته باشد و هر کس را آنها دوست داشته باشند مورد الطاف احدیّت خواهد بود

چهارم: به واسطه آن محبتی که به برادر خود حضرت سیدالشّهدا (علیه السلام) داشته قطع نظر از محبتش به باقی خانواده خود که از امتیازات وخصایص آن مخدّره بوده ، چنان چه شخص هر قدر محبتش به آن حضرت زیاد شود مقاماتش به همان اندازه رفیع گردد. چون این مخدره غرق بحر محبت حسینی شد لذا یکّه تاز وادی مراحم الهی گردید

پنجم: به واسطه اینکه از افراد جلیّه آیات الهیّه وآثار وجودیّه ربّانیّه بوده وآن یکی از مقتضیات قویّه مودت است ، چنانچه در جای خود محقق شده؛ لبعض الاصدقاء.



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند 1390 توسط 

هو الصبور

واما القاب آن محترمه مکشوف باد؛لقب آن است که دلالت بکند بر مدح یا ذمّ ،وحکمت وضع آن در کتب معلوم شد، پس چون این محبوبة الله دارای هر گونه کمال وصفات جمال بوده وبیان عاجز وبیان قاصر از تقریر وتحریر اندکی از بسیار ویکی از هزار از فضایل وفواضل آن مکرمه است

الا انّ ثوبا خیط من نسج تسعة               وعشرین حرفاً عن معالیه قاصر

ولی چه خوش گفته اند:" گنجشک قدر همّت خود بال وپر زند" لذا بعضی از الفاظی را که برای آن مخدّره وضع نموده ذکر نماییم وبعضی از آن ها را در ضمن خصایص آتیه شرح داده باشیم. القاب آن مکرمه از این قرارند:

صدیقة الصغری ، العصمة الصغری ، ولیّة الله العظمی ، ناموس الکبری ، الرّاضیة بالقدر و قضاء ، امینة الله ، عالمة غیر معلّمة ، فهیمة غیر مفهّمة ، محبوبة المصطفی ، قرّة عین المرتضی ، نائبة الزهرا ، شقیقة الحسن المجتبی ، شریکة الحسین سیّدالشّهدا ، زاهدة ، فاظلة ، عاقلة ، کاملة ، عاملة ، عابدة ، محدثة ، مخبرة موثقة ، کعبة الرّزایا ، مظلومة وحیده ، عقیلة القریش ، الباکیة الفصیحة و البلیغة والشّجاعة ، عقیلة الرسالة ، رضیعة ثدی الولایة ...

روحی و ارواح العالمین لها الفداء



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ یکم اسفند 1390 توسط 

در بیان عرب هاعلاوه بر اسم ،لقب وکنیه را نیز برای اشخاص به کار می گیرند.هر نامی که وصفی را به همراه دارد و غالبا برای مدح و ستایش اشخاص گفته میشود، "لقب" نام دارد مانند سیدالشهدا.

کنیه : در اصطلاح اهل عربیّت کنیه آن است که مصدر با " أب " یا "اُم " همراه باشد(مانند ام ابیها) و بعضی "ابنة" را ذکر نموده و برخی دلالت او را بر مدح و ذم هم شرط دانسته اند . وحکمت جعل آن همانا آن است که بعضی را لا جعل التعظیم و برخی را جهت تحقیر به نام نخوانند ؛لذا به کنیت ولقب صدا زنند.

چون این مطلب معلوم شد باید دانست که در کنیت عقیله خدر رسالت فی الجملة اختلافی واقع شده چنانچه بعضی ایشان را "اُم کلثوم " دانسته اند(و برخی موارد دیگر)، واین قول اقوی است ومویّد آن خبری است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده :"شبیه است به خاله خود اُم کلثوم" ،چرا که محتمل است حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به واسطه شباهت او به اُم کلثوم دختر خود او را مکنّی به اُم کلثوم نموده ،چنان چه متعارف است نزد اهل عرف ومنافات ندارد. زیرا که بسیار است که یک اسم یا یک کنیت و لقب را به چند برادر یا خواهر دهند به واسطه نکته ای و در نهایت برای دفع اشتباه "مشخصی" قرار دهند چنان چه حضرت سیدالشهدا از فرط اخلاصی که به پدر خود داشته اولاد خود را علی می نامید وبرای دفع اشتباه آن ها را مقید به اکبر و اوسط و اصغر فرموده بود.

وبالجمله اُم کلثوم دلالت بر مدح دارد چرا که اُم کلثوم(به ضمّ اول وسکون لام وضم ثای مثلّثه واو ساکنه ومیم) آن کس را گویند که چهره فربه وپر گوشت داشته باشد وخالی از ترش رویی باشد چنان چه در کتب لغت به رقم رفته . واین معنی با معنای زینب هرگاه مأخوذ از زنب باشد(مراجعه شود به اینجا)مقارب است . و نیز این مظلومه ونوائب شده مکنّی به اُمّ المصائب گردیده



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم بهمن 1390 توسط 

شباهت حضرت زینب (سلام الله علیها) به خدیجه کبری (سلام الله علیها)

خلاصه آن جناب زینب (سلام الله علیها)هم از حیث صورت وهم از جهت سیرت شباهت به جدة خود داشته، حضرت خدیجه(سلام الله علیها) انیس ومونس پیغمبر بوده ، این مظلومه هم یار وغمخوار حسین تشنه جگر بوده است حضرت خدیجه مایه تسلی حضرت نبوی ، این مخدره مایه تسکین دردهای حسینی بوده، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) برای استحکام دین مبین از تمام اموال خود گذشت.این مخدره هم برای ابقای دین از تمام اموال خودحتی از قناع سر وگوشواره و اولاد خود صرف نظر نموده . حضرت خدیجه( سلام الله علیها) متکفل خدمات پیغمبر بوده ، این محترمه هم متحمل خدمات برادر بوده . حضرت خدیجه( سلام الله علیها) در جمیع شداید وگرفتاری ها شریک وسهیم بوده، این معظمه هم در جمعیع مصایب ونوائب با برادرش شرکت ورزیده .

متن کامل را در ادامه مطلب مشاهده بفرمائید...



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن 1390 توسط 

از اسرار نام زینب(سلام الله علیها)

 زینب چهاریاپنج حرف است : «زا» اشاره است به مادرش زهرا که بهره وافی از کمالات ارث برده است «یا» کنایه است از پدر بزرگوارش علی(علیه السلام)وحکمت تقدیم مادر به پدر ؛همانا علاقه سنخیت و وحدت در انوثیت است.«نون» کنایه است از دوبرادرش حسنین چون قدر جامع بین آن دو بزرگوار نهایت المقامات است که مقام وصول باشد«با » کنایه از جدبزرگوارش «النبی الامی العربی»

وبنابر پنج حرف که زین أب باشد:

«الف » اشاره به احمد «نون» کنایه از حسن (علیه السلام) «یا» اشاره به حسین (علیه السلام) ؛چون این مخدره از کمالات هر یک از خمسة النجباء نصیبی برده ،لذا خلاق عالم خواست مقامات وکمالات این مجلله بر موجودات ظاهر وهویدا گردد که مردم به مقاماتش خبیر وبه شئوناتش بصیر باشند لذا خود اسمی برای او اختیار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند وبه توسلش تقرب جویند واین منقبت را نمیتوان کم شمرد برای آن محبوبه الهیه که خلاق عالم نام او را معین نموده زیرا که این از خصایص خواص درگاه احدیت است و هرکسی به این مقام محمود نرسد چنان چه آن فعلا در نظرم هست خلاق عالم تصریح ،اسم چند خواص را خود معین فرمود:

اول: حضرت آدم بود «سوره بقره آیه۳۵»

دوم:حضرت یحیی بود که زکریا به خطاب مستطاب« یا زکریا انا نبشرک بغلام اسمه یحیی » (سوره مریم آیه ۷) سر افراز گردید.

سوم: سوم حضرت عیسی بود که به کلمه مبارکه « منه اسمه المسیح » (سوره آل عمران آیه۴۵ ) مفتخر گردید.

چهارم : حضرت ختمی مرتبت بوده که آیه شریفه وافی هدایة « یأتی من بعدی اسمه احمد » (سوره صف آیه ۶)



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ هشتم بهمن 1390 توسط 

هو اللطیف

در باب معنی اسم زینب(سلام الله علیها)

زینب در لغت: نام نامی اش  زینب است و زینب یا ماخوذ از« زنب » است از باب « فرح » یعنی فربه شد، ویا این که به اصل خود باشد به معنی درخت خوش بوی نیکو منظر ویا اینکه زین أب بوده است ، یعنی زینت پدر  که  به اعتبار همین معنی  بعضی تعبیر از آن مخدره نموده  "زین ابیها" در مقابل "ام ابیها" واین معنی خالی از وجه نیست وسقوط «الف» در ظاهر به واسطه تخفیف یا کثرت استعمال بوده چنان چه حکمت واقعی آن همانا اتصال معنوی واتحاد حقیقی مابین پدر ودختر بوده که« الف» -که کنایه از اندک انفصال مابین آنها است- هم فاصله نبوده چنان چه عارفان به حقایق ملتفت آن نکات شیرین بوده...

واز برای دو معنی اول که به معنی فربهی و درخت نیکو منظر باشد هم مناسبات عرفانیه به نظر رسیده

 چنان چه به معنی فربهی اشاره به اجتماع کمالات در او باشد چرا که فربهی از امور اضافیه است ونسبت به اجناس واصناف واشخاص فرق میکند،پس فربهی حیوان به کثرت گوشت وپنبه او است وفربهی در اشجار کنایه از کثرت شاخ وبرگ ومیوه است وفربهی در انسان اشاره است به وفور صفات حسنه واوصاف پسندیده در او؛زیرا که کمال حیوان به کثرت گوشت و پیه و کمال درخت شاخ وبرگ ومیوه و کمال انسان به اخلاق او است وچون عقیله خدر رسالت مجموعه صفات کمالیه بوده مخصوص به این اسم شریف گردیده است.

واما مناسبت درخت نیکو منظر به آن مکرمه نیز واضح است چنان چه در کنایات و استعمارات عرب مسطور است که هر شخص بزرگ بلکه هر چیز نفیس را به شجر تعبیر نمایند وتنظیر آورند چنان چه فرمود«انا وعلی من شجره واحده» ودر آیه شریفه سوره ابراهیم آیه ۲۴«مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة» وچون آن مکرمه شخص بزرگ وفواید حاصله از او بسیار ،که از آن جمله ابقای دین مبین ونگهداری ذرای سید المرسلین و شفاعت مذنبین است لذا موسوم به «زینب» شد که به معنی درخت خوش بوی نیکومنظر است خوش بویی اواز اثر خمسة النجباء ونیکی منظر او به واسطه کمالات صوریه ومادیه او بوده است.

وبعضی گفته اند که زینب به معنی بلاکش باشد!چون معلوم بود که چه بلاها بیند وبسی مشقت ها متحمل شود لذا موسوم به زینب شد.

ولکن اجمل معانی همان زینت پدر بودن است که از زین أب باشد چرا که دختری که دارای هچو نفس قدسی واین همه کمالات باشد نه تنها زینت پدر بلکه زینت عالم به چنین نفوس قدسیه وانوار قاهره روشن و منور است.



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ هفتم بهمن 1390 توسط 

سلام علی قلب الزینب الصبور

دوم :از امتیازات که در آن خصوصیت شریک بوده با برادرش حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) گریه کردن پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکه اش چنان چه نقل شدهچون زینب کبری(سلام الله علیها )دختر گرامی امیرالمومنین(علیه السلام)  پای به دایره وجود و پهنه نمود بنهاد در حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) معروض داشتند آن بزرگوار به منزل حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تشریف آورده وفرمود ای دختر من دخترک را که تازه تولد یافته به من آور. آن مخدر معظم قنداقه زینب(سلام الله علیها) را در محضر مبارکش حاضر ساخت.رسول خدا او را بر سینه مبارک خود بر گرفت وصورت مبارک بر صورتش بر نهاد وبلند بگریست چندان که اشک از محاسن شریفش روان گشت . فاطمه(سلام الله علیها)عرض کرد ای پدر گرامی این گریه از چیست خدا نگریاند تو را .فرمودند: ای دختر من ای فاطمه بدان که بعد از تو و بعد از من این دختر دچار بسیار بلیت ها میشود و مصیبت های گوناگون و رزیت های رنگارنگ بر وی چنگ درافکند. راوی میگوید که: در این حال فاطمه(سلام الله علیها) سخت بگریست واز آن پس عرض کرد ای پدر ثواب آن کس که بر او ومصائب او بگرید چیست؟ رسول خدا فرمودند :

ای پاره تن من وروشنی چشمانم هر کسی که بر زینب وبر مصائب او بگرید ثواب گریستن او مانند اجر و ثواب کسی است که بر دو برادر او حسن وحسین گریه کند

پس نام او را زینب نهاد...



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ سی ام دی 1390 توسط 

بسمه تعالی

ثمره پیوند عرشی فاطمه و علی (علیه السلام) را که روح و جان پیامبرند جز پیامبر نمی شناسد و جز او شایسته نامگذاری نیست و چنین است که پیغمبر خدا سومین نوه خویش را در آغاز ولادت می بوید و می بوسد و نام زیبای زینب را برایش می گزیند.

ان شاء الله از این پس بخشی با عنوان خصائص الزینبیه به صورت دوره ای در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت...

خصائص الزینبیه  بخشی است که توضیحاتی را درباره زینب کبری از ولادت تا رحلت  در اختیار خوانندگان قرار میدهد.این بخش از کتابی به همین نام نوشته سید نورالدین جزائری استخراج می شود.باشد که مورد توجه حضرت  قرارگرفته و برای شما عزیزان مورد استفاده قرار گیرد...

امتیازات راجع به ولادت حضرت زینب(سلام الله علیها)

اول: از آن گرفتاری و ابتلای حضرت زهرا (سلام الله علیها) به هموم وغموم از ابتدای انعقاد نطفه آن مخدره تا زمانی که متولد شد چنانچه نقل شده که حضرت زهرا (سلام الله علیها) از زمانی که حامل به حضرت زینب (سلام الله علیها) شد روز به روز مهموم و مغموم بود تا زمانی که آن مخدره متولد شد.

این مطلب معلوم باد که در این امتیاز وخصوصیت همه اولاد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) علی السویه بوده چرا که علی التحقیق حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را پنج اولاد شده حسنین و حضرت زینب و ام کلثوم و محسن(علیهم السلام) واز آنجایی که خاصان درگاه حضرت احدیت را در این عالم خوشی نیست وعلقه به اولاد از امور قهریه است این است که این مکرمه به هر یک از اولادخود که حامله شداو را از مصائب وارده به آن فرزند خبر میدادند که علقه ومحبت را فراموش می نمود!چنان چه چون حضرت حسن(علیه السلام) متولد شد اورا خبر دادند که بعد از چه مشقت هااو را به زهر جفا شهید خواهند نمود تا مدتی مبتلا به مصیبت او بودند از ولادت او فرحناک نشد تا زمانی که حامله شد به حضرت حسین (علیه السلام) چون او را خبر دادند که چه مصیبت به فرزندت رسد چنان مهموم ومغموم شد که خلاق عالم خبر داده که از هنگام حمل تا زمان ولادت عوض این که روز شادی اوشود به عکس روز حزن ومصیبت اومیشد حال حضرت زینب(سلام الله علیها) هم که معلوم شد ام کلثوم ومحسن(علیهما السلام) هم به همین قرار بوده است.



موضوعات مرتبط: خصائص زینبیه

نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی 1390 توسط 
لوگوی دوستان
لینک دوستان



بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای وبلاگ رسمی هیأت عشاق الزینب علیها السلام محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.